الان ششمین روزه که واسه امتحانهای پایان ترم ، زنجان هستم .

چون دلم گرفته بود گفتم یه مطلب متفاوت و شاید هم بی ربط بنویسم. شاید چندسال دیگه همین مطلب رو بخونم و این روزها زنده بشه .

جای شما خالی ، فوق العاده سرده .

پریروز هوا خوب بود . رفتم سر جلسه امتحان . مثل برق ، 2 ساعت و 45 دقیقه گذشت . وقتی اومدم بیرون دیدم تمام زمین سفیدپوشه . باورم نشد که توی این چند ساعت اینهمه برف باریده . کمی شک کردم . گفتم شاید صبح متوجه برف نشده بودم !


الآن که دارم این مطلبو مینویسم توی خانه معلم زنجان هستم . دوتا از امتحاناتم رو دادم و یکی مونده .

اون دوتا امتحان رو خدا کمک کرد و  خیلی خوب شد ، ولی امتحان پس فردا ، اوپن بوکه و کمی تاحدودی سخت . کارم فقط اینجا درس خوندن و کار با اینترنت و غذا پختن و خوابیدنه !!

این هم عکس مسجد دانشگاه آزاد زنجان ( سایت امام) :

انصافا ساخت و ساز را باید بدن به پیمانکارهای دانشگاه آزاد !!!

اما بگذریم ...

توی خانه معلم غالبا معلمها و فرهنگیها و دانشجوها هستن . اینجا یاد روزهای سربازی توی پادگان آموزشی افتادم . یاد همه اون روزها بخیر .

پریروز بچه های دانشجو جمع شدند و یه آدم برفی و یه خونه ی کوچولوی اسکیمویی درست کردن که عکسشو گذاشتم :


انصافا آدم برفی قشنگی درست کردن ، چندتا مهندس عمران و برق و کامپیوتر طراحیش کردن !

انشاالله امتحان آخری رو هم سربه نیست کنم ! و بیام شاندرمن . فعلا.